زاهد و درویشی که مراحلی از سیر و سلوک را گذرانده بودند و از دیری به دیر دیگر سفر می کردند، سر راه خود دختری را دیدند در کنار رودخانه ایستاده بود و تردید داشت از آن بگذرد. وقتی آن دو نزدیک رودخانه رسیدند دخترک از آن ها تقاضای کمک کرد. درویش بی درنگ دخترک رابرداشت و از رودخانه گذراند.
دخترک رفت و آن دو به راه خود ادامه دادند و مسافتی طولانی را پیمودند تا به مقصد رسیدند. در همین هنگام زاهد که ساعت ها سکوت کرده بود خطاب به همراه خود گفت:«دوست عزیز! ما نباید به جنس لطیف نزدیک شویم. تماس با جنس لطیف برخلاف عقاید و مقررات مکتب ماست. در صورتی که تو دخترک را بغل کردی و از رودخانه عبور دادی.» درویش با خونسردی و با حالتی بی تفاوت جواب داد: « من دخترک را همان جا رها کردم ولی تو هنوز به آن چسبیده ای و رهایش نمی کنی.»گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
ازبس حضور ناب تو پر رنگ میشود
دنبال خویش هستم وپیدا نمی کنم
"من بودنم" با تو هماهنگ می شود
شاید ترا برای دلم افریده اند
دل تنگ غیر, به نیرنگ می شود؟
بامن بمان که بی تو نفس گیر می شوم
بی تو دلم برای خودم تنگ می شود
شاه منی زکشورجانم -مرو- مرو
تیمور وار پای دلم لنگ می شود
یک شهر بی تو درنظرم حبس گشته است
مغلوب عشق تو یله, درجنگ میشود
زان تابناک آتش پنهان بمن بتاب
شریان من پراز می گلرنگ میشود
ازمن مگیر خودرا که گمنام می شوم
بی تو تمام حیثیتم ننگ میشود
| مغی در به روی از جهان بسته بود | بتی را به خدمت میان بسته بود | |
| پس از چند سال آن نکوهیده کیش | قضا حالتی صعبش آورد پیش | |
| به پای بت اندر به امید خیر | بغلطید بیچاره بر خاک دیر | |
| که درماندهام دست گیر ای صنم | به جان آمدم رحم کن بر تنم | |
| بزارید در خدمتش بارها | که هیچش به سامان نشد کارها | |
| بتی چون برآرد مهمات کس | که نتواند از خود براندن مگس؟ | |
| برآشفت کای پای بند ضلال | به باطل پرستیدمت چند سال | |
| مهمی که در پیش دارم برآر | وگرنه بخواهم ز پروردگار | |
| هنوز از بت آلوده رویش به خاک | که کامش برآورد یزدان پاک | |
| حقایق شناسی در این خیره شد | سر وقت صافی بر او تیره شد | |
| که سرگشتهای دون یزدان پرست | هنوزش سر از خمر بتخانه مست | |
| دل از کفر و دست از خیانت نشست | خدایش برآورد کامی که جست | |
| فرو رفته خاطر در این مشکلش | که پیغامی آمد به گوش دلش | |
| که پیش صنم پیر ناقص عقول | بسی گفت و قولش نیامد قبول | |
| گر از درگه ما شود نیز رد | پس آنگه چه فرق از صنم تا صمد؟ | |
| دل اندر صمد باید ای دوست بست | که عاجزترند از صنم هر که هست | |
| محال است اگر سر بر این در نهی | که باز آیدت دست حاجت تهی | |
| خدایا مقصر به کار آمدیم | تهیدست و امیدوار آمدیم |
اگر کار خوبی انجام دهی مردم تو را به ریاکاری متهم خواهند کرد در هر صورت کار خوب را انجام بده
اگر موفق شوی دوستانی دروغین و دشمنانی راستین خواهی یافت در هر صورت موفق شو
کار خوبی که امروز انجام می دهی فردا فراموش خواهد شد به هر حال کار خوب را انجام بده
راستی و صراحت تو را آسیپ پذیر خواهد ساخت با این وجود راست گو و صریح باش
بزرگ ترین فرد با بزرگترین اندیشه ممکن است توسط کوچک ترین فرد با کوچک ترین اندیشه سر نگون شود در هر صورت بزرگ بیاندیش
مردم از تازه وارد ها خوششان می آید ولی از شناخته شده ها پیروی می کنند در هر حال چند بار هم به عنوان تازه وارد تلاش کن
آنچه که سال ها صرف ساختنش کرده ای ممکن است یک شبه از میان برود با این وجود بساز
مردم حقیقتا محتاج کمک هستند اما ممکن است بعد از این که به آن ها کمک کردی تو را مورد حمله قرار دهند در هر صورت به مردم کمک کن
به دنیا بهترین چیزهایی را که داری عرضه کنی ولد محکمی بر دهانت کوبیده می شود به هر حال بهترین چیزهایی را که داری بذل کن
اگر (بهتر) ممکن باشد آنگاه (خوب) کافی نیست
شاعر مرده ام بخوان گور علایقم بگو
======================
چگونه شرح دهم عمق خستگی ها را
اشاره ای کنم انگار کوه کن بودم
====================
همیشه فکر می کردم حق ندارم نا امیدانه بنویسم چون همیشه پر توان و پر انرژی و مثبت اندیش بودم اما حالا
دیگه وبلاگمم پر خاک و غبار
اما .....................................................................................
......................................................................................
........................................................................
............................................................
..................................................
.........................................
گفت چرا نهان کنی عشق مرا گر عاشقی
من ز برای این سخن شهره عاشقان شدم
خواهیم دید........
.................
............
........
.....
...
قرار بود دیگه زود به زود به روز کنم اما درگیر یک سری مشکلات ( از قبیل نمایشگاه) بودم که به امید خدا داره رفع میشه و مجدداً به وقت به روز خواهم کرد!

بخش فوقاني تنه را قفسه ي سينه مي نامند. قفسه ي سينه از خارج به داخل شامل پوست، استخوان ها، قلب، ناي ،برنش ها، معده ، ريه ها و... است. در پائين ترين بخش قفسه ي سينه پرده ي ديافراگم وجود دارد كه محتويات قفسه ي سينه را از شكم جدا مي كند.
در برسي تشريحي دو جنس تنها تفاوت از خارجي ترين قسمت تا داخلي ترين قسمت پوست و ضمائم پوستي است، غير از اين هيچ تفاوت ديگري ديده نمي شود. تعداد دنده ها، تعداد مهره ها، تعداد استخوان ها هيچ تفاوتي را دو جنس نشان نمي دهند.
اعضاي داخلي قفسه ي سينه، مانند قلب ريه ها، برنش ها، ناي و غيره هيچ تفاوتي را در دو جنس نشان نمي دهند. حجم اين دستگاه ها، ساختار و موقعيت آن ها در بدن براي دو جنس به تمامي يكسان است.
از برسي قابل رؤيت كه بگذريم، اين دستگاه ها، هيچ تفاوت ذره بينانه نيز ندارند.
در پرده جدا كننده قفسه سينه و شكم(Diaphragm) هيچ تفاوت قابل رؤيت يا ذره بيني وجود ندارد.
در قفسه ي سينه مردان رشد مو ديده مي شود، در زنان رشد سينه ديده مي شود كه اينها جزو ضمائم پوستي هستند.
بخش تحتاني تنه را شكم مي گويند. اگر پوست شم را باز كنيم; پرده اي كه روي تمامي امعاء واحشا را گرفته است، مي بينيد. اين پرده به سختي دردناك است. دليل اصلي بيهوشي در عمل جراحي به خاطر دردناك بودن اين پرده است.
دستگاه هايي مثل روده ها و بخش هاي ديگر دستگاه گوارش هيچ گونه تفاوتي را در زن و مرد نشان نمي دهند.
در شكم طحال، رگ ها، غده هاي لنفاوي، كبد و دستگاه هاي ادراري- تناسلي را مي بينيم.
كليه ها، ميرزاب، و مثانه نيز ديده مي شوند. تنها تفاوت درون شكم و دستگاه هاي تناسلي اند.
درون شكم خانم ها رحم، لوله ي رحم و تخمدان ديده مي شود كه آقايان هيچ دستگاهي مشابه با آن درون شكم ندارند. در دستگاه هاي تناسلي خارجي زنان و مردان تفاوت بسياري دارند، همچنانكه هر موجود نر و ماده اي با هم تفاوت دارند.

همانطور که وعده داده بودم اين بار در مورد زن و مرد از ديدگاه تشريح و فيزيولوژی می نويسم ابتدا به تقسيم بندی کلی اين بخش می پردازم
· مقايسه ی جسم
· تنه
· سر و گردن
· کار دستگاه ها و اندام انسان)فيزيولوژی(
· ژنتيک
بحث پيرامون چنين مطالبی لازم به نظر می رسد زيرا برخی از مردم به اشتباه گمام می کنند که زن يا مرد کسری و کاستی دارند.
در اين قسمت به زبانی ساده بی آنکه سخنی دراز در نظر داشته باشم ابتدا به مقایسهی تشریحی جسم زن و مرد می پردازم بعد در زمینه اعمال جسم زن و مرد سخنی خواهم گفت
در تشریح بدن به اندام ها، تنه و سرو گردن تقسیم می شود. اندام ها در زبان تشریح تنها به دست و پا گفته می شود. تنه نیز به معنای قفسه ی سینه و شکم است.
در این قسمت از بحث تفاوت زن و مرد این سوال را به دقت برسی می کنم: آیا خداوند در خلقت انسان اشتباهی مرتک شده است؟آیا چیزی کم دارد؟
مقایسه ی جسم
اگر از خارج به داخل اندام، به دست و پا نگاه کنیم، در سطح بیرونی پوست می بینیم در زیر پوست، عضلات،استخوان،اعصاب و سلسله عروق مشاهده می شود.
تنها تفاوت موجود در دو جنس تفاوت قشر خارجی اندام، یعنی پوست است.
پوست به خاطر رشد ویژه ی مو در مردها و رشد کم مو در زنان، اولین تفاوت را نشان می دهد. همچنین موها در ضخامت و ساختار میکروسکوپیک، در زن و مرد تفاوت نشان می دهند.
غیر از مو،ناخن و سینه نیز به عنوان ضمائم پوست شناخته می شوند که ما در اندازه ی اینان تفاوت شاخص داریم
در اندام فوقانی)دست ها) و در اندام تحتانی (پاها (اگر پوست را در یک تالار تشریح برداریم، محتویات زیرپوستی دو جنس تفاوت بسیاراندکی نشان می دهند.این تفاوت کوچک تجمع چربی زیرپوست زنان ورشدعضلانی زیرپوست مردان دیده می شود.
جز این تفاوت های اندک هیچ فرقی میان دو جنس وجود ندارد. مثلاٌ اگر در بعد میکروسکوپیک قطعات کوچکی از عضلات یا استخوان هر دو جنس در یک مطالعه بافت برداری)بیوپسیBiopsy (م لاحظه شود.
حتی یک آسیب شناس(Pathologist) حاذق نیز نمی تواند تعیین کند که کدام به یک زن تعلق دارد،کدام به یک مرد.
در بعد قابل رؤیت (Macroscopic) جز درشتی اندام در مرد و ظرافت آن ها در زنان و نوع پوست و ضمائم، هیچ تفاوت دیگری بین زن و مرد وجود ندارد.
از دید ذره بینی (Microscopic) هم که با توضیح بالا روشن شد که تفاوتی در اندام زن و مرد وجود ندارد.
در قطعات ریز سلسله اعصاب و قطعات ریزرگ ها )مویرگ ها)، در رگ های سرخ و رگ های سیاه، هیچ تفاوت قابل رؤیت یا ذره بینانه وجود ندارد
.
منتظر تلگر ها می نشینم!
از دير باز تمامي انسان ها به انسان شناسي و تفاوت هاي بين زنان و مردان علاقه مند بودند، همگي دوست داشتند بدانند كه چه چيز است كه باعث تمايز مرد و زن مي شود و تنها اين تفاوت را به شكل ظاهري محدود نمي دانستند.
از طرف ديگر عده اي از روانشناسان و مشاوران خانوادگي به اين نتيجه رسيدند كه بسياري از طلاق ها مربوط به عدم شناخت زن و مرد از حقيقت جنس مقابل است.از جمله اين پندارهاي ناراست، آن است كه اغلب زنان،مرد را موجودي بسيار قوي و استوار مي دانند، حتي گاهي در انديشه ي خود او را با موجودات تخيلي و اساطيري از نوع رستم برابر مي گيرند، و حقيقت چيزي بسيار دور از اين پندار است.مرد موجودي بسيار ضعيف و ظريف است!اغلب مردان عمر كوتاهي دارند و چنانچه در برابر فشار عصبي قرار گيرند كه عمري بسيار كوتاه خواهند داشت.در برسي اندام هاي بدن انسان، رگ ها دستگاه تنفس مردان بسيار ضعيف تر از زنان است. اين باور اشتباه انگيزه توقعات
عجيب از مردان مي شود.تحقيقات جديد نشان مي دهند كه زنان از نظر جسمي نزديك به 15 مرتبه تواناتر از مردانند اند. دليل روشني كه ما را به پذيرش اين حقيقت رهنمون مي سازد، انجام نيكوي فرآيند پر مخاطره ي زايش است كه از سوي خداوند به جنس زن سپرده شده است.اين فرآيند چنان سخت است كه اگر وظيفه مرد بود، نسل آدمي بر مي افتاد!حقيقت آن است كه اندازه ي تحمل درد در مردان بسيار كمتر از زنان است.خوب از اين واقعيت بگذريم هدف اصليم را از گفتن اين مطالب اين گونه بيان مي كنم:هدف من از ارائه اين اطلاعات شناخت يكديگر است. شناختي كه اساس يك زندگي شاد در خانه و يك زندگي سودمند در فضاي اجتماعي است .
همانطرو كه مي دانيد انتخاب موضوع زن و مرد انتخابيست پيچيده و مشكل زيرا براي دستيابي به حقيقت بايد مطالعاتي زيادي انجام شود براي همين تصميم گرفتم در باره ي هر مبحث به صورت جداگانه بنويسم براي همين در اين متن تقسيم بندي هاي اساسي مد نظرم را عنوان مي نمايم:
زن و مرد از ديدگاه تشريح و فيزيولوژي
مقايسه ي روان شناختي زن و مرد(ادراك، فهم، تفكر، هوش، حافظه، عاطفه و...)روانكاوي
هنر
اشاره به مراحل رشد انسان
هويت مشترك و جنسيت متفاوت
خاستگاه تفاوت ها
آسيب هاي رواني زنان و مردان
دسته بندي زنان و مردان
تفاوت زن و مرد ، راز تكامل
البته لازم به ذكر است كه دو مطلب را در هميجا عنوان كنم
من تصميم دارم كه در باره تمامي اين عنوان ها مطلب بنويسم اما اگر وقت و علم خودم اجازه دهد يعني ابتدا از تيتر هاي مهم شروع مي كنم اميدوارم كه با لطف خداوند بتوانم پيرامون تمامي اين موارد سخن بگويم
ممكن است عناويني به اين عنوان ها اضافه و يا از اين عنوان ها كم شود كه پيشاپيش اگر نياز به بخشش باشد از شما طلب بخشش دارم
براي اينكه اين بحث خسته كننده نشود مطالب را پشت سر هم نمي نويسم و گاهي ممكن است درباره ي تفاوت هاي زن و مرد تا يك يا حتي دو هفته چيزي ننويسم و دشت جنون را به موضوع ديگري اختصاص دهم
تا درودي ديگر بدرود ![]()

